اگر امروزه مکررو فراوان از محیط زیست و حفظ ان سخن می گوییم این دغدغه حاصل نوعی اگاهی به طبیعت است که خود همچون" دولت ملی" که حاصل اگاهی ملی و هویت سازی بود برساخته تفکر مدرن والزامات و اقتضائات آن است. مشابه این امر و درغلظتی کمتر را اندک اندک در پیدایش گفتمان«میراثفرهنگی» می توان دید که خود حاصل نوعی اگاهی فرهنگی و اهمیت یافتن گذشته و میراث قلمدادشدن فرهنگ و اثارش خواهدبود.آگاهی ای که آبشخورش را شاید بتوان از ورود نگاه شرق شناسانه وبعضا استعماری غربی ها به جهان سوم واسازی و تبارشناسی کرد. ورنه حفظ وتجلیل و ترمیم این اثار در نزد قدما و فضلای سنت و پیشا مدرن بنا بر جهانبینی و شرایط زیستیِ غیرمتعرضانه، معضل وپروبلماتیک و دغدغه ای خیلی مهم نبود