اگر گريزي از بهره گيري از قدرت و صندلي مديريت براي اداره جامعه نداريم ناچار بايد قيد و عنان شايستگي و شايستگان را براي مهار قدرت، هميشه و به نحو احسن و غير ايدئولوژيك به كار گيريم و لذا پيوسته از خطر تقليل گرايي و فروكاست شايستگي و شايسته گرايي به جزميت هاي ايدئولوژيك امّا جذاب همچون اقوام و زنان و جوانان و . . . بر حذر باشيم.امروزه جامعه و سياستمداران و برنامه ريزان ما در معرض اين ايدئولوژي هستند و زنان و جوانان درهر دولت جديد بيشتر از هر چيز مي توانند به جاي تبديل به عامل توسعه و رشد در نقش فاعل نادانسته و ناخواسته تخريب و افول قرار گيرند